فليتأمّل : شارح امر بدقت نموده از اين جهت كه ميتوان به اين ايراد خدشه كرد كه تقديم مفعول هميشه براى حصر نيست . گاهى هم براى اهتمام ، تبرّك يا استلذاذ است پس مثال « اعمرا عرفت » با مثال « ازيد قائم » فرقى ندارد . و استعمال هل در هردو جا اگر تقديم براى تخصيص نباشد قبحى ندارد .
و المسئول عنه بها : چون همزه براى طلب تصديق و تصور بود .
در مثال « اضربت زيدا » احتمال طلب تصور و تصديق هردو هست .
زيرا اولا فعل بعد از همزه قرار گرفته و هميشه بعد از همزه مسئول عنه است . و سئوال از فعل اگر به منظور وجود آن از مخاطب باشد . همزه براى طلب تصديق مىشود و اگر بطور مجمل ميدانيم كه فعلى از مخاطب سر زده اما نميدانيم آن فعل ضرب است يا اكرام و مىپرسيم همزه براى طلب تصور مسند است .
در مثال « ءانت ضربت » سئوال از فاعل است چون بعد از همزه فاعل آمده و در مثال « ازيدا ضربت » سئوال از مفعول است . سائر معمولات فعل نيز اگر بعد از همزه واقع شوند همين حكم را خواهند داشت مانند « افى الجمعة صمت » و « افى المدرسة خطبت » و « ا تأديبا ضربت » و « اراكبا قلت » .
و هل لطلب التصديق فحسب : هل كه براى طلب تصديق بود .
داخل بر جمله فعليه و اسميه مىشود و مثالهائى مانند « هل زيد قام ام عمرو » ممتنع است زيرا وقتى بعد از ام مفرد بيآيد دليل بر متصله بودن ام است . و ام متصله براى تعيين نمودن يكى از دو امر است با علم بثبوت اصل حكم . يعنى ميدانيم ايستادن محققّ شده نميدانيم مربوط
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٧٧