را بيان مىكند .
تقسيم بدينگونه است : انشاء يا طلبى است يا غيرطلبى . غيرطلبى مانند افعال مقاربه ، افعال مدح و ذم ، صيغ عقود ، قسم و ربّ . و امثال اينها مانند فعل تعجب و كم خبريّة . انشاء طلبى مانند استفهام ، امر ، نهى و تمنّى . انشاء غيرطلبى را شارح در اين عبارت بيان نموده ، و انشاء طلبى را مصنف در عبارت بعد .
فلا يبحث عنها : شارح ميگويد در اين باب به دو دليل از انشاء غيرطلبى بحث نميشود :
1 - مباحث مربوط بعلم معانى در انشائات غيرطلبى كمتر ميآيد .
2 - در باب انشاء از آنچه لفظا و معنا انشاء است بحث مىكنيم .
مانند انشاء طلبى و بيشتر انشائات غيرطلبى چون در اصل اخبار بودند و بعد بانشاء منتقل شدند ما از آنها بحث نمىكنيم . منظور شارح از اكثر ، غير از افعال ترجّى و قسم است . زيرا ترجّى و قسم بعقيده او در اصل خبر نبودند .
و لانّ اكثرها فى الاصل : شارح در دليل دوم براى آنكه از انشاء غيرطلبى در اين باب بحث نميشود چنين گفت : اكثر انشائات غيرطلبى در اصل اخبار بودند . به اين كلام ايراد مىشود باينكه همه انشائات چه طلبى يا غير آن در اصل اخبار بودند و سپس بيكى از سه وسيله بانشاء منتقل شدند :
1 - نقل مانند انكحت و زوجّت .
2 - حرف مانند لام امر و لاء نهى در ليكرم و لا يكرم .
3 - اشتقاق مانند اكرم و انصر كه از تكرم و تنصر مشتقاند .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص٧١