آنكه « فضله » است پس « فضله » بمعنى ركن كلام نبودن است . يعنى به نيكى نميرسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد انفاق نمائيد .
و انّه لا تخصيص : اين جمله دليل دوم است براى آنكه « فضله » بمعنى آنچه ديگران گمان كرده بودند نيست . و عطف است بر عبارت « كلام المصنف » و معنى چنين است كسى كه بفضله اراده اين معنى نموده كلام مصنف در كتاب ايضاح او را تكذيب مىكند و بعلاوه اين معنى براى نتميم مختص به تتميم نيست . بلكه در تمام اقسام اطناب معنى جمله بدون آوردن كلام زائد صحيح است .
نحو
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ :
اين آيه مثال است براى تتميم مشروط بر آنكه ضمير « فى حبه » راجع به طعام باشد يعنى طعام خود را به ديگران ميدهند با آنكه به آن طعام احتياج دارند .
اگر ضمير « فى حبه » به اللّه برگردد بيان اصل معنى شده و اطناب ندارد . يعنى اطعام مينمايند با دوست داشتن خداوند .
[ اعتراض و نكات آن ]
و اما بالاعتراض : از انواع اطناب ، اعتراض است . اعتراض سه شرط دارد :
1 - جمله يا بيشتر از جمله باشد تا محلى از اعراب نداشته باشد .
2 - بين دو كلامى كه باهم متصل هستند بيآيد . يعنى دو جمله ارتباط معنوى داشته باشند بطوريكه جمله دوم نسبت به اول عطف بيان ، بدل يا تأكيد باشد .
3 - اعتراض را براى نكتهاى كه غير از دفع ايهام است بيآوريم مانند تنزيه ، دعاء ، تنبيه و . . . با شرط اول تتميم با شرط دوم ايغال و با سوم تكميل خارج شد . ضمنا منظور مصنف از كلام مسند و مسنداليه با تمام