احتمال دوم آن است كه مراد از جمله « هل نجازى » مطلق جزاء باشد كه بنابراين ، مثال براى قسم اول خواهد بود .
و ضرب اخرج : قسم دوم آن است كه جمله دوم همانند مثلها باشد از دو جهت : اول استقلال در معنى . دوم در كثرت استعمال مانند
« قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
جمله
« إِنَّ الْباطِلَ . . . »
چون كثرت استعمال دارد همانند مثل است .
و هو ايضا : براى تذييل تقسيم ديگرى است . و آن اينكه جمله دوم گاهى براى تأكيد منطوق اول است و گاهى براى تأكيد مفهوم آن .
قسم اول مانند آيه
إِنَّ الْباطِلَ .
و قسم دوم مانند « و لست » بمستبق اخا . . .
اين شعر از نابغه ذبيانى است كه بقول بعضى اشعر شعراى عرب است . يعنى و نيستى تو طلب بقاكننده دوستى مصاحبى را در حالتى كه اصلاح نكنى تو او را با عيبى كه در اوست . مردان پاكيزه و بىعيب كجا هستند . شاهد بر جمله « اىّ الرجال المهذب » است كه تأكيد كرده مفهوم جمله اول را كه « اخا لا تلّمه » است زيرا جمله اول مىفهماند كه هركسى را بيابى داراى عيبى است . و جمله دوم كه استفهام انكارى است تأكيد همين معنى را مينمايد .
ضمنا اين تقسيم براى قسم دوم تذييل نيست بلكه براى مطلق آن است و به همين جهت شارح قيد ايضا را اضافه كرده است .
[ تكميل ]
و امّا بالتكميل : تكميل آن است كه بعد از كلامى كه خلاف مقصود را مىرساند جملهاى بيآوريم تا خلاف مقصود را دفع كند .
و جمله دوم گاهى در وسط و گاهى در آخر كلام ميآيد . و چون جمله دوم دفع خلاف مقصود مىكند بنام « احتراس » يا تكميل ناميده