تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
شده . احتراس بمعنى حفظ و حراست است . مانند :
بروز رزم گريزم نه از هراس عدوّ * بگاه بزم دهم سيم و زر نه بهر هَوى
و مانند :
بنطق آدمى بهتر است از دوابّ * دوابّ از تو به گر نگوئى صواب
فالاوّل كقوله : آنجا كه احتراس در وسط كلام بيآيد مانند قول « طرفة بن عبد » ، « فسقى » ديارك غير مفسدها . . . فاعل « سقى » « صوب الربيع » است . « ديمة تهمى » عطف بر « صوب الربيع » است . « تهمى » بمعنى « تسيل » است . « غير مفسدها » منصوب است و حال از فاعل « سقى » . يعنى پس آب داد خانه‌هاى ترا فرودآمدن باران بهار . و باران طولانى كه جارى مىشود درحالتى كه غير فاسدكننده بود آنها را . شاهد بر جمله « غير مفسدها » است كه بعد از جمله اول آمده و معنى خلاف مقصود را كه از جمله اول فهميده شده دفع مىكند . زيرا باران‌هاى طولانى و دانه درشت گاهى سبب خراب‌كردن شهرها و خانه‌ها است . « غير مفسدها » مىفهماند كه باران ، بىضرر و با منفعت بوده است . و الثانى نحو : و آنجا كه احتراس در آخر كلام بيآيد مانند
« فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ ، أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ » .
شاهد بر
« أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ »
است كه بعد از جمله اول آمده و معنى خلاف مقصود را كه از جمله اول فهميده شده دفع مىنمايد . زيرا
« أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
بمعنى خاضع بودن نسبت بمؤمنين است . از اين جمله شايد كسى توهم نمايد كه خضوع آنها بخاطر ضعف و