جمله عزيز من در شعر سعدى :
كسى ملامت وامق كند بنادانى * « عزيز من » كه نديده است روى زيبا را
و نيز مانند جمله « اى خردمند » در شعر همان شاعر :
زبان در دهان « اى خردمند » چيست ؟ * كليد در گنج صاحب هنر
و مانند جمله « فعلم المرء ينفعه » در شعر « اعلم فعلم المرء ينفعه » كه معترضه است بين « اعلم » و « ان سوف » كه مفعول « اعلم » است . « ان » در اصل « انّ » بوده ضمير شأن محذوف اسم آن . و جمله بعد خبرش . فاء « فعلم المرء » استيناف است . يعنى بدان و علم مرد براى او مفيد است كه به زودى آنچه براى مرد معين شده ميآيد .
لكنّه يشمل : تتميم ، تكميل و ايغال از تعريف اعتراض خارج شدند ولى بعضى از صورتهاى تذييل در اين تعريف باقى است . زيرا تذييل ممكن است بين دو كلام باشد كه در اين صورت مانند اعتراض است و ممكن است بين كلامين قرار نگيرد .
فتأمل : بعضى گفتهاند در تذييل شرط نشده كه بين يك كلام يا دو كلام مرتبط قرار بگيرد ولى در اعتراض شرط شده . پس تذييل مباين با اعتراض است .
شارح ميگويد دقت كن كه اين قول فاسد است زيرا تذييل چون « لا به شرط » است شامل اعتراض هم مىشود .
و ممّا جاء : در آيه
« فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ .
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ »
اعتراض بيشتر از يك جمله است . شاهد جملههاى
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ »
است كه بين دو جمله
« فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ
. . . و
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ »
قرار گرفته و براى اعتراض