ناتوانى آنها است . جمله آخر آيه مىفهماند كه تواضع آنها برخاسته از قدرت است نه ضعف بدليل آنكه نسبت بكفّار قوى و سركشند .
در رزم چو آهنيم و در بزم چو موم * بر دوست مباركيم و بر دشمن شوم
و لهذا عدى : كلمه « ذلّ » در اين آيه متعدى به « على » شده با آنكه در كلام عرب با لام متعدى مىشود و اين بخاطر آن است كه معنى « عطف » دارد و « على » در معنى خودش به كار رفته مانند « سمع اللّه لمن حمده » كه « سمع » بمعنى « استجاب » آمده .
و يجوز ان يقصد : احتمال ديگر در آيه آن است كه بگوئيم « على » بمعنى « لام » آمده و در فعل « ذلّ » تصرف نشود . لذا شارح تفسير به « خافضون لهم اجنحتهم » مينمايد .
و امّا بالتتميم : تتميم كه يكى از اقسام اطناب است بمعنى آن است كه لفظ غير مستقل را در جمله بيآوريم تا نكتهاى مانند مبالغه را برساند . منظور از لفظ غير مستقل مفعول ، حال ، وصف و . . . است كه نه مسنداند و نه مسند اليه . مثل :
ديدم بخواب خوش كه بدستم پياله بود * تعبير رفت و كار بدولت حواله بود
كلمه « خوش » صفت است و براى معنى مبالغه آمده .
و من زعم : مراد از « فضله » چيزى است كه ركن كلام و مستقل در معنى نباشد . ولى بعضى گفتهاند منظور از فضله چيزى است كه جمله در معنى به آن احتياج نداشته باشد .
شارح ميگويد اين معنى درست نيست زيرا مصنف در كتاب ايضاح براى تتميم به آيه
« لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ »
مثال آورده . با آنكه ميدانيم جمله
« مِمَّا تُحِبُّونَ »
متمم كلام است و كلام به آن احتياج دارد . با