حرص دوم آرزوى طولانى . ضمنا توشيع از اقسام ايضاح بعد الابهام است .
[ ذكر خاص بعد العام ]
اما بذكر الخاص بعد العام : اين جمله عطف بر « اما بالايضاح بعد الابهام » است . يعنى اطناب يا به آن وسيله است يا بوسيله ذكر خاصّ بعد از عام . و منظور آن است كه خاصّ عطف بر عام شود نه آنكه بطور وصف يا ابدال بيآيد . پس خوب بود مصنف ميگفت « امّا بعطف الخاص على العام » مانند كلام فردوسى :
گر اين پادشاهان گردنفراز * كه در لهو و عيشند و در كام و ناز
درآيند با عاجزان در بهشت * من از گور سر برندارم زِ خشت
كلمات عيش و ناز بعد از لهو و كام از باب عطف خاص بر عام است .
للتّنبيه على فضله : عطف خاص بر عام بخاطر نكاتى مثل فضيلت خاص بر ساير افراد عام است مانند
« فِيهِما فاكِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمَّانٌ »
فاكهه عام و نخل و رمّان خاص است . براى آنكه بفهمانيم خرما و انار اهميت و ارزش بيشترى دارند بعد از عام ذكر شده و خواستيم چنين وانمود نمائيم كه گويا اين دو ميوه از جنس ساير ميوهها نيستند و تغاير در وصف را بمنزله تغاير در ذات قرار داديم و مانند
« حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى »
صلوات شامل همه نمازها مىشود . ولى صلوة وسطى مزيّتى دارد كه ساير نمازها ندارند . شارح براى وسطى دو معنى ذكر نموده :
1 - وسطى بمعنى وسط . و نماز وسط شامل همه نمازها مىشود .
زيرا هريك از نمازهاى پنجگانه نسبت بماقبل و مابعد خود وسط