براى آن به كار رفته است . ضمنا « ثم » معنى بتدريج بالا رفتن را دارد .
يعنى مرتبه دوم بتدريج درك و فهمتان بيشتر خواهد شد .
[ ايغال ]
و امّا بالايغال : ايغال در لغت بمعنى دور شدن است . ولى در اصطلاح ادباء بنا بر يك قول آن است كه شعرى را با نكتهاى ختم نمايند كه بدون آن نكته معنى شعر كامل است . نكته را براى زيادى مبالغه يا تحقيق در تشبيه ميآورند مانند :
لب چو برگ گلى كه تر باشد * برگ آن گل پر از شكر باشد
زيادى مبالغه مانند قول « خنساء » كه در مرثيه برادرش صخر گفته است « و انّ صخرا لتأتّم الهداة به » شاهد بر « فى رأسه نار » است كه اگر نيآمده بود معنى شعر كامل بود ولى براى فهماندن مبالغه آورده شده . يعنى بدرستيكه تمام اهل ارشاد اقتدا به صخر مينمايند در صفات و كمالات . گويا آن صخر كوه بلندى است كه بالاى آن كوه آتش باشد .
فقولها كانه علم : شاعره صخر را تشبيه به كوه كرده وجه شبه راهنمائى و علامت بودن است براى كسى كه بدنبال گمشده خود ميگردد ، كوه از گم شدن و بيراهه رفتن او ممانعت مينمايد جمله « فى رأسه نار » هدايتكننده بودن كوه را بيشتر مىرساند . زيرا كوه در شبهاى تاريك كاملا هدايتكننده نيست ولى اگر بالاى آن آتش بيفروزند شب و روز هدايتكننده است .
و تحقيق : و تحقيق در تشبيه مانند « لم يثقّب » در قول امرء القيس « كانّ عيون الوحش حول خبائنا » . امرء القيس كه اشعر شعراء عرب است بسيار به شكار ميرفته آهوان و گاوان وحشى را صيد ميكرده ،