به صورت ابهام و اجمال و سپس به صورت شرح و ايضاح بيآوريم . مانند
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي »
يعنى بارالها گشايش به من بده . اين كلام مجمل است بعد كه فرموده « صدرى » ، توضيح بعد الابهام است يعنى سينه مرا گشايش بده .
[ ايضاح بعد الابهام ]
ليرى المعنى : ايضاح بعد الابهام سه فائده دارد : 1 - معنى به دو صورت مختلف نشان داده مىشود يكى به صورت ابهام . دوم به صورت واضح . و دو علم بهتر از يك علم است . 2 - مطلبى را كه به دو صورت بيان نمايند بطوريكه اول مجمل و سپس مبيّن باشد بيشتر در نفس رسوخ مينمايد . 3 - هرگاه بحثى به صورت مبهم بيان شود و شنونده حيران گردد ، و بعد به صورت روشن و وضوح آورده شود براى شنونده و طالب آن بحث ، لذيذتر است از آنكه از ابتدا به صورت آشكار و واضح بيان شده باشد مانند :
عمر برفست و آفتاب تموز * اندكى مانده خواجه غرّه هنوز
مصرع دوم تفسير و توضيح است براى تشبيه در مصرع اول . و نيز مانند
اى تهىدست رفته در بازار * ترسمت باز نيآورى دستار
مثال
« اشْرَحْ لِي صَدْرِي »
از ايضاح بعد الابهام است و هرسه نكتهاى كه بيان شد در آن موجود است .
و منه : باب « نعم » بنابر يكى از دو تركيب آن از ايضاح بعد الابهام است . و آن تركيب اينست كه مخصوص بمدح خبر مبتداى محذوف باشد مانند « نعم الرجل زيد » يعنى « هو زيد » يعنى نيكو است جنس مرد . اين كلام ابهام دارد زيرا جنس مبهم است و شخص