است . مثلا نماز عصر نسبت به ظهر و مغرب و ظهر نسبت بعصر و صبح و . . . بنابراين در آيه يك مرتبه بطور صريح و مرتبه ديگر بطور ضمنى به همه نمازها تذكر داده شده .
2 - وسطى بمعنى عدلى و فضلى . مانند اوسط بمعنى اعدل و افضل . و وسط بمعنى عدل و فضل زيرا هرچه حد وسط باشد داراى اعتدال است . و منظور از وسطى در آيه نماز عصر است كه بين دو نماز روز و دو نماز شب قرار گرفته . شارح اين دو معنى را با عبارت « الوسطى من الصلوات او الفضلى » آورده .
[ تكرير ]
و اما بالتكرير : گاهى اطناب بوسيله تكرار است . ولى تكرار بايد داراى نكتهاى باشد تا تطويل نشود . و اين نكته بيشتر تأكيد است مانند :
اى بر تن من نهاده بارى غم تو * وى در دل من نهاده نارى غم تو
گفتى كه مگر غم منت چونين كرد * آرى غم تو ، غم تو ، آرى غم تو
و مانند :
اگر روزى دهى ور جان ستانى * تو دانى هرچه خواهى كن تو دانى
و مانند
« كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ »
كلّا براى ردع است .
يعنى زجر از فرورفتن در دنيا و ضمنا معنى تنبيه دارد .
« سَوْفَ تَعْلَمُونَ »
معنى انذار و تخويف دارد . يعنى آنگاه كه هول و ترس محشر را بهبينيد خواهيد فهميد كه تا چه اندازه در خطا و اشتباه بوديد . تأكيد اين معنى ردع و انذار را نيز تأكيد مينمايد . بعلاوه لفظ « ثم » ميفهماند كه انذار دوم از اول بيشتر است زيرا « ثم » براى تراخى در زمان است . و در آيه بعد مرتبه و مقام ، نازل منزله تراخى در زمان شده و « ثم »