بچادر ميآورده ، چشمانشان را خارج ميساخته و گوشتهاى آنها را كباب مينموده . چشماى آنها تا زندهاند سياه است ولى بعد از مردن سفيده چشم پيدا مىشود كه در اين حالت شبيه مهره يمنىاند كه سفيدى سياهى را احاطه نموده . مهرههاى يمنى را سوراخ ميكردند و به گردن ميآويختند . شباهت چشمان گاوان و آهوان وحشى به مهرههاى يمنى سوراخ نشده بيشتر است تا مهرههاى سوراخ شده .
و به همين جهت شاعر آخر شعر « لم يثقّب » را ذكر كرده تا در تشبيه تحقيق شده باشد . معنى شعر چنين است : گويا چشمهاى حيوانات وحشى « گاوان و آهوان » اطراف خيمه و بارهاى ما مانند مهرههاى يمنىاند كه سوراخ نشده باشند .
كلمه « خباء » مفرد است . و اينكه شاعر آن را به خيام تفسير و معنى نموده صحيح نيست . « جزع » بفتح جيم و سكون زاء بمعنى مهره است .
و قيل لا يختصّ بالشعر : طبق تفسير قبل ايغال مربوط به شعر بود .
ولى بعضى گفتهاند مخصوص شعر نيست . و عبارتست از آنكه كلام را با نكتهاى ختم نمايند كه معنى بدون آن نكته تمام است مانند
« قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ . اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ »
جمله
« وَ هُمْ مُهْتَدُونَ »
اگر نميآمد معنى تمام بود زيرا رسول خدا هدايتكننده است . ولى اين جمله كه آمده بيشتر ترغيب بر اتّباع رسل نموده چون صفت آنها را شرح ميدهد .
[ تذييل ]
و امّا بالتذييل : تذييل در لغت بمعنى آن است كه چيزى را پائينتر از چيز ديگر قرار بدهند و در اصطلاح آوردن جمله دوم است بعد از