است كه معنى را مىفهماند . و اينكه در فلان كلام چيزى در تقدير است يا نيست مربوط بقواعد فنّ نحو است بدليل اينكه اگر در اين آيه و شعر چيزى هم در تقدير نگيريم باز معنى به خوبى استفاده مىشود .
و به همين جهت شارح ميگويد اگر آن چيزهائى كه بخاطر قواعد بايد در تقدير بگيريم در عبارت بيآوريم اطناب خواهد شد . پس نتيجه اينست كه عبارت آيه و شعر كمتر از اصل مراد نيستند .
[ ايجاز ]
و الايجاز ضربان : ايجاز گاهى به قصر است و گاهى بحذف . معنى ايجاز قصر آن است كه جمله بدون آنكه چيزى از آن حذف شده باشد معنى كاملى را بيان نمايد . مانند كلمات قصار حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام و مانند اين شعر :
دو چيز طيره عقل است دم فروبستن * بوقت گفتن ، گفتن بوقت خامُوشى
آيه
« فِي الْقِصاصِ حَياةٌ »
از اين قبيل است كه با لفظ كم معنى فراوان را مىرساند . قسم دوم كه ايجاز حذف است بعدا بيان مىشود .
و ذالك لانّ معناه : معنى آيه شريفه اينست كه انسان هرگاه بداند كه هرگاه كسى را بكشد بدستور خداوند كشته خواهد شد ، اقدام به كشتار نمىكند و چه بسيار قتلها كه بوسيله اين حكم الهى از بين ميرود و با از بين رفتن قتلها براى مردم جامعه ، حيات بوجود خواهد آمد .
و لا حذف فيه : در اين آيه چيزى حذف نشده و به همين جهت ايجاز بقصر بود . اگر كسى بگويد متعلّق فى القصاص محذوف است .
جواب اينست كه احتياجى به اين محذوف در معنى نمودن جمله نيست . و فرق اين آيه با ايجاز بحذف كه بعدا خواهد آمد در اين است