تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
لابيد عمرو بن حريث » . در خطبه 35 نهج البلاغه صفحه 107 منظور از قصير همين شخص است . بعضى از شارحين نهج البلاغه گمان كردند منظور حضرت على عليه السّلام است . بعضى ديگر از مورخين اين داستان را بنام يك نفر آلمانى كه اين تدبير را در جنگ با فرانسه انجام داده ضبط كرده‌اند . و احترز ايضا : در تعريف اطناب با قيد « لفائدة » احتراز از حشو « مفسد » كرد مانند كلمه « ندى » در شعر ابى الطيّب متنبى « و لا فضل فيها للشاعة و النّدى » شعوب مشتق از شعبه است بمعنى فرقه و جدائى . زيرا مرگ بين دوستان جدائى مىافكند . اين كلمه بدليل آنكه علميّت و تأنيث دارد غير منصرف است . يعنى : اگر انسان در دنيا ملاقات با مرگ نميكرد ، براى شجاعت و كرم و صبر ، فضيلت نبود ، ولى چون انسان مىميمرد اين صفات ، ممدوحه‌اند . عقيده شارح و مصنف اينست كه شاعر درباره شجاعت و صبر درست گفته زيرا كسى كه ميداند نمىميرد هرچه جان خود را در مخاطره قرار بدهد و شجاعانه كار كند فضيلت نخواهد بود و نيز هرچه سختىها را تحمل كند و صبر نمايد نيز فضيلت محسوب نميشود . ولى درباره كرم و جود درست نگفته . زيرا كسى كه ميداند هميشه در دنيا است و احتياج به خوراك و پوشاك دارد كرم و بخشش او فضيلت و ايثار است پس كلمه « ندى » حشو مفسد است . و غاية اعتذاره : ابن جنّى كه از اساتيد ادب است گفته اين شعر صحيح است و داراى حشو مفسد نيست . زيرا كسى كه عمر مداوم