نمايد سختىها و سستىهاى فراوان مىبيند بنابراين بذل مال ، شجاعت و صبر براى او بىارزش است چنان كه شاعر فارسى زبان گفته :
نه در اندوهم از آنرو كه رَستم * نه خشنودم كه دشمن را شكستم
كه بيش و كم فراوان باشدم ياد
ولى به نظر نگارنده اين سطور معنى شعر بدون اين توجيه صحيح است . درباره شجاعت و صبر كه معلوم و درباره جود و كرم شاعر ميگويد : آنكه ميداند هميشه زنده است كرم براى او فضيلت نيست .
زيرا هرچه ببخشد ميداند كه هيچگاه از گرسنگى و فقر نمىميرد .
و عن الحشو : حشو غير مفسد مانند قول زهير بن ابى سلمى « و اعلم علم اليوم . . . » يعنى پس من ميدانم دانستن امروزم را و ديروزى كه پيش از امروز بوده ، اما من از علم آنچه كه در فردا است نادانم .
شاهد بر كلمه « قبله » است كه زائد است و بىفايده ، امّا مفسد معنى نيست . چنان كه در فارسى ميگويند : فرداى آينده ديروز گذشته ، كه كلمه آينده و گذشته زائد و متعيّن است ولى مفسد معنى نيست .
و هذا بخلاف ما يقال : در عرب جملاتى مانند ابصرته بعينى و سمعته باذنى و كتبته بيدى ميآورند . شارح ميگويد اين گونه جملهها حشو مفسد ندارد . بلكه كلمه زائد براى معنى تأكيد است چنان كه در كلام خداوند تبارك و تعالى است « ذالك قولهم بافواههم » .
[ مساوات ]
المساوات : كلام مصنف تا اينجا درباره تعريف هريك از اقسام سهگانه ايجاز و اطناب و مساوات بود . اينك ميخواهد مثال بيآورد و ضمنا اقسام هريك را نيز بيان نمايد . ابتدا براى مساوات مثال