دو امر دليل سوء فهم و عدم دقت و تأمل اين قائل است . 1 - اين تفسير بر خلاف سياق كلام مصنف است . زيرا بحث قبل او در حذف مفعول مشيّت بود نه در مفعول ابكى 2 - مصنف كه گفت و امّا قوله . . . براى ردّ بر صدر الافاضل بود كه او معتقد است ذكر مفعول مشيّت براى غرابت است پس بحث ، مربوط به مفعول « ابكى » نيست .
و قيل يحتمل ان يكون : فرق اين قول با قول صدرالافاضل اينست كه اين قائل معنى را بطور احتمال بيان كرده و او بطور يقين . شارح اين قول را باينجهت آورد . كه مىخواهد در ضمن ردّ آن نيز جواب صدرالافاضل را داده باشد .
و فيه نظر : جواب شارح به اين قائل و صدرالافاضل باينست كه ترتب « فلو شئت ان ابكى » بر « لم يبق منى الشّوق » دليل بر بطلان قول آنها است .
براى آنكه وجه نظر شارح روشن شود بعنوان مقدمه بايد گفت .
سبب دو قسم است . يكى سبب خاصّ مانند « لو كانت الشمس طالعة فالنّهار موجود » كه بين وجود شمس و وجود نهار تساوى است .
دوم سبب عام . مانند « لو كانت النور موجود » فالشمس طالعة » ضمنا بايد دانست كه منظور از سبب « مقدم » و منظور از مسبب « تالى » است در اين مثال سبب كه نور است نسبت به شمس كه تالى و مسبب است عام است ممكن است نور باشد بدون شمس .
بعد از بيان اين مقدمه در شعر شاعر « فاء » فلو شئت سبيّه است .
مصرع اول سبب و مصرع دوم مسبّب است . اگر مفعول « شئت » « ان
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 19
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٩