تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
بريزم بجاى آن تفكّر مىكنم . زيرا غم و اندوه و ضعف مرا فانى گردانيد و در من غير از خيالات چيزى باقى نگذاشته بطوريكه اگر بخواهم گريه كنم و پلكهاى چشمم را فشار بدهم بجاى اشك از چشمم فكر و خيال مىريزد . پس بكاء اول اشك است و بكاء دوم تفكر . بكاء دوم صلاحيت براى تفسير نمودن بكاء اول را ندارد . چنان كه اگر بگوئيم « لو شئت ان تعطى درهما اعطيت در همين » نمىشود مفعول اعطيت اول را بقرينه مفعول فعل دوم حذف كرد . زيرا مفعول‌ها متفاوتند . پس چون قرينه براى حذف مفعول شئت نبود ذكر شد نه به جهت عجيب بودن آن . شيخ عبد القاهر نيز شعر را اين گونه معنى كرده نه آنطوريكه صدر الافاضل گفته بود . فالبكاء الذى اراد : شارح مىگويد : بكاء اول يعنى « ابكى » مطلق و مبهم است . به اين كلام او ايراد گرفته‌اند باينكه بكاء اول مطلق و مبهم نيست . بلكه بكاء حقيقى است . و بكاء دوم بكاء تفكرى است . مگر اينكه كلام شارع را توجيه كنيم و بگوئيم چون مفعول « ابكى » ذكر نشده اين بكاء ظاهرا مبهم است . بكاء حقيقى است . و ممّا ذكر فى هذا المقام : مصنف گفته بود : شعر شاعر « ليس منه » يعنى از جاهائى نيست كه حذف مفعول بخاطر عجيب بودن آن باشد . بعضى در اثر عدم دقت و تأمل ضمير « منه » را بحذف مفعول براى بيان بعد الابهام برگردانيده‌اند . و بحث را روى مفعول « ابكى » قرار داده‌اند و گفته‌اند مفعول ابكى براى اختصار حذف شده نه براى بيان بعد الابهام .