مىشود منظور گريه است نه ريختن خون از چشم . ولى چون اينجا منظور ريختن خون از چشم است بايد ذكر شود و اگر حذف گردد از جواب شرط كه « لبكيته » است استفاده نمىشود .
و امّا قوله فلم يبق منّى : شعر قبل از « خزيمى » است كه از مردان باهوش و بااستعداد بوده و آن شعر را در وصف شاگردش كه بسيار خوب تربيت شده سروده است .
ولى اين شعر از ابى الحسن على بن احمد جوهرى است . عبارت « و امّا قوله » جواب است از سئوال مقدّر . گويا كسى ايراد مىكند باينكه شما گفتيد اگر مفعول شاء . عجيب باشد ذكر مىشود . ولى در كلام شاعر عرب مفعول عجيب نيست و در عين حال ذكر شده است . پس قاعدهاى كه بيان نموديد با اين كلام شاعر نقض مىشود .
« فلو شئت ان ابكى بكيت تفكّرا » ان ابكى مفعول شئت است و ذكر شده است . منظور بكاء معروف است يعنى ريختن اشك و معنى شعر چنين است عشق و شوق رطوبتى غير از تفكّر براى من باقى نگذاشت . پس اگر بخواهم اشك بريزم و گريه كنم گريه مىكنم تفكّر را . « ان ابكى » بتأويل « بكائى » مىرود كه مفعول است .
على ما ذهب اليه : صدر الافاضل صاحب كتاب ضرام السقط پنداشته كه در اين شعر مفعول عجيب و غريب بوده و به همين جهت ذكر شده و گفته منظور شاعر اينست كه اگر مىخواستم گريه تفكر كنم گريه تفكّر مىكردم . گريه تفكّر همانند گريه دم است .
لانّ المراد بالاوّل : عقيده مصنف اين بود كه مفعول شئت عجيب نيست چون منظور شاعر اينست كه اگر من بخواهم گريه كنم و اشك
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٧