تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
ابكى دمعا » باشد سبب خاص مىشود و معنى چنين است « عشق و محبت در من غير از تفكر چيزى باقى نگذاشته و چون اشك و رطوبت در من نيست اگر بخواهم اشك بگيرم بجايش تفكر مىنمايم » ولى اگر مفعول « شئت » « ان ابكى تفكرا » باشد سبب عام مىشود و معنى مىدهد « عشق و محبّت در من غير از تفكر چيزى باقى نگذاشته بطوريكه اگر بخواهم گريه تفكر كنم گريه تفكر مىكنم » سبب به اين دليل عام است كه گريه تفكركردن ممكن است با وجود اشك باشد و ممكن است با عدم وجود اشك در چشم زيرا تفكر نمودن متوقف نيست بر نبودن رطوبت در بدن چون بيشتر متفكرين قادرند گريه كنند . خلاصه اگر مفعول شئت « ابكى دمعا » باشد سبب خاصّ و كاملا مصرع دوم و اوّل مربوط و منوط به يكديگر خواهند بود . و اگر مفعول شئت « ابكى تفكّرا » باشد منوط و مربوط نيست و سبب عام است . عبارت شارح كه مىگويد « يا بى هذا المعنى عند التّامل الصادق » همين معنى را مىرساند كه سبب عام نيست و در نتيجه مفعول شئت هم « ابكى تفكرا » نمىشود . و عبارت لانّ القدرة . . . دليل براى عام نبودن سبب است ، فافهم : وجه فافهم اينست كه خواننده كتاب بايد هرچه بيشتر فهم و درك خود را به كار ببرد . تا بفهمد عام بودن سبب در اينجا بىمعنى است . چه اينكه آنچه در نظر بلغاء برحسب تفريع معتبر است آنست كه سبب و مسبّب مساوى