لان الاصل فى الحال : مصنف دليل آنكه فعل مضارع مثبت هرگاه حال شود احتياج به آوردن واو نيست اين گونه گفته : مضارع مثبت از دو جهت همانند حال مفرد است و چون براى حال مفرد واو نميآوريم . پس براى مضارع مثبت نيز نميآوريم . آن دو جهت عبارتند از حصول صفت غيرثابته و ديگرى مقارنت . مانند جائنى زيد راكبا .
ركوب صفتى است متغيّر كه فعلا براى زيد حاصل گرديده . و زمان حصول اين صفت نزديك است با زمان عامل . يعنى ركوب زيد همزمان با آمدن او بوده است .
مضارع مثبت نيز دلالت بر حصول صفت غير ثابته دارد . حصول از جنبه مثبت بودن آن غيرثابته از جنبه دلالت مضارع بر تجدّد و حدوث .
مضارع نيز مقارنت را مىفهماند . بخاطر آنكه فعل مضارع معنى حال دارد و از اينجهت نزديك به عامل خواهد شد .
و فيه نظر : شارح در دليلى كه مصنف براى ممتنع بودن واو در حالى كه مضارع مثبت است آورده ايراد دارد و ميگويد : مقارنت به اين معنى كه فعل مضارع معنى حال دارد . پس مقارن با عامل است ما قبول نداريم . زيرا حالى را كه ما از آن بحث مىكنيم معنى كيفيت و چگونگى ميدهد ، و آنچه را مصنف بعنوان تعليل آورده معنى زمان ميدهد و ايندو معنى باهم بسيار متفاوتند . البته حال بمعنى كيفيت داراى زمان خواهد بود ولى آن زمان فقط زمان حال نيست . بلكه ممكن است ماضى ، مضارع يا حال باشد . خلاصه مضارع بودن دخالتى در مقارنت با زمان عامل حال نخواهد داشت .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٧٧