تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
مستثنىمنه شامل مستثنى نميشد . خلاصه عبارت مصنف چنين است : جمله حال مىشود و رابط آن اگر ضمير نباشد واو است مگر آنكه جمله حاليّة فعل مضارع مثبت باشد . كه در اين صورت رابط آن حتما بايد ضمير باشد . و لا يخفى : اين جمله جواب از سئوال مقدر است . گويا كسى ميگويد : كلام مصنف بعد از اينهمه بحث‌ها باز هم داراى اين ايراد است كه عبارت « كل جملة خالية عن ضمير ما » شامل انشائيات نيز مىشود . با آنكه انشاء صلاحيت حال شدن ندارد . شارح جواب ميدهد كه انشائيات تخصّصا خارجند . زيرا منظور از كل جملة هرجمله‌اى است كه صلاحيت حال شدن را داشته باشد . پس انشاء خودبخود خارج است . و الّا عطف : الّا بر عبارت قبل مصنف كه گفته بود : فالجملة ان خلت عن ضمير صاحبها » عطف است . و منظور اينست كه اگر جمله داراى ضمير شود در صورتى كه فعل مضارع مثبت باشد آوردن واو ممتنع است مانند « لا تمنن تستكثر » جمله « تستكثر » حال شده و رابط آن فقط ضمير است . و فعل آن از باب استفعال است كه گاهى معنى شمردن و وجدان دارد . مانند « استحسنت زيدا » و « استقبحت عمرا » معنى آيه چنين است : عطا مكن در صورتى كه عطاى خود را بسيار بيابى يا زياد بشمرى . و گاهى معنى طلب دارد . مانند
« اسْتَغْفِرِ اللَّهَ »
معنى آيه چنين مىشود : عطا مكن در حالتى كه طلب عطاى بيشتر كنى . يعنى در برابر عطايت انتظار عطاى زيادترى داشته باشى .