تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
فالاولى ان يعلّل : شارح ميگويد اينك كه دليل مصنف مخدوش شد . بايد بگوئيم علت ممتنع بودن واو در مضارع مثبت اينست كه بر وزن اسم فاعل است لفظا و بتقدير اسم فاعل است معنا . منظور شارح از هم‌وزن بودن فعل مضارع با اسم فاعل . وزن عروضى است كه در آنجا جنس حركات و سكنات مطرح است نه چيز ديگر . بنابراين ضارب بر وزن يضرب است و يكتب بر وزن كاتب . و اينكه فعل مضارع بتقدير اسم فاعل است معنا از آن‌جهت كه جائنى زيد يكتب بتأويل كاتب برده مىشود . ضمنا بايد دانست كه « اولى » در عبارت شارح معنى تفضيلى ندارد . بلكه بمعنى سزاوار است چون دليل مصنف مخدوش بود . و اما ما جاء : هرگاه در جملات عربى فعل مضارع مثبت حال شود و رابط آن واو باشد . بايد اين جمله را بتأويل اسميّه ببريم و بگوئيم قبل از فعل مضارع مبتدائى حذف شده .
و ذات بدء بمضارع ثبت * حوت ضميرا و من الواو خلت و ذات واو بعدها انو مبتدا * له المضارع اجعلّن مسندا
معنى مثال اينست : ايستادم در حالى كه ميزدم به صورت او . و معنى شعر چنين : پس چونكه ترسيدم من از اسلحه آنها خودم را نجات دادم درحالتىكه بگرو نهادم مالك را . در آن جمله « اصّك وجهه » و در شعر « ارهنهم مالكا » حال است . در هردو مورد « انا » بعنوان مبتدا در تقدير است . آيه
« لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ »
بعنوان نظير از قرآن مجيد ذكر شده و تقدير آن « و انتم قد تعلمون » است . ولى حق اينست