تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مانند « زيد قائم » صفت جمله مانند « رجل ابوه صالح مررت به » مفرد مانند « رجل كريم مررت به » . فالجملة التى : مصنف ميگويد : هر جمله‌اى كه ضمير رابط بذى الحال نداشته باشد واجب است كه رابط آن واو باشد تا ارتباط برقرار گردد . پس مثال « خرجت زيد قائم » درست نيست زيرا رابط ندارد . ممكن است در اين مقام ايراد شود باينكه چرا جمله حاليّه رابط آن واو است در صورتى كه جمله‌هاى خبريّه و وصفيّه هميشه رابط آنها ضمير است نه واو . جواب اينست كه خبر مربوط بمبتدا است « و الخبر الجزء المتمّ الفائده » و صفت مربوط بموصوف است و اين گونه ربطهاى معنوى خود وسيله الصاق است . بخلاف حال كه زائد و فضله است و از جهت معنى ارتباط شديد با ماقبل خود ندارد . بنابراين آوردن واو لازم است . و كل جملة خالية : « كلّ جملة » مبتدا است « يصحّ ان تقع » خبر است و اين عبارت توضيح و تفسير عبارت قبل است . و ذالك بان يكون : كلماتى كه صلاحيت ذىالحال شدن را دارند از اينقرارند : اول فاعل مانند « جاء زيد و عمرو يتكلّم » دوم مفعول كه شامل سه چيز است : 1 - صريح مانند رأيت زيدا . دوم بواسطه حرف جرّ . مانند « مررت بزيد » سوم تقديرى مانند « هذا زيد » كه بتقدير « اشير زيدا » است . « زيد » در معنى مفعول است هرچند در لفظ خبر است مانند « هذا بعلى شيخا » كه براى مفعول تقديرى حال آورده شده . سوم اسم معرفه . چهارم اسم نكره مشروط به آنكه محضه نباشد بلكه نكره مخصّص به نعت اضافه ، نفى و استفهام .