تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
نيست مگر آنكه براى او نفسى است كه آن نفس او را امر به آلودگيها مينمايد . نعت مانند آيه
« ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلَّا وَ لَها كِتابٌ مَعْلُومٌ »
جمله « و لها كتاب معلوم » صفت قرية است با واو آمده . اين واو را واو تأكيد . و لصوق صفت بموصوف ميگويند . شارح از اين ايراد جواب ميدهد كه اين خبرها و صفت‌ها بنابر تشبيه به حال هستند . همانگونه كه حال تشبيه به خبر و صفت مىشود . خبر و صفت نيز تشبيه به حال ميگردند . اينكه حال تشبيه به خبر و نعت شد و نيز خبر و نعت تشبيه به حال گرديد دور يا توقف شىء بر نفس نيست زيرا هرخبر و نعتى تشبيه به حال نشدند . بلكه بعضى از نعت‌ها و خبرها تشبيه به بعضى حالها شده . و نيز بعضى از حالها تشبيه به برخى خبرها و نعت‌ها گرديده . لكن خولف هذا الاصل : اصل اوليه اين بود كه حال مانند خبر و نعت است و احتياج برابط ندارد امّا اگر حال جمله باشد محتاج برابط است زيرا جمله از جهت جمله بودنش مستقل است و بدون رابط متصل بماقبل نخواهد شد .

[ واو و ضمير و موارد استعمال آن ]

و كل من الضمير و الواو : هريك از واو و ضمير مىتوانند رابط جمله حاليه باشند ولى بين ايندو ، اصل ، ضمير است بدليل آنكه در حال مفرده . خبر و نعت نيز ضمير رابط است . و اين نه به آن جهت كه حال مفرده و خبر و نعت رابط ميخواهند بلكه به جهت آنكه حال مفرده مشتق است و مشتق ذاتا داراى ضمير است . خبر جمله كه با ضمير بيآيد مانند « زيد ابوه قائم » و خبر مفرد
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 173 | احمد امين شيرازى