تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
كثير و راجح معنى مينمايد . حالّ مؤكّده هيچ‌وقت احتياج بواو ندارد زيرا خود مربوط بجمله و مؤكّد آن است . حالّ منتقله تا مادامى كه به صورت جمله نيآمده باشد احتياج بواو ندارد به دو دليل : دليل اول آن است كه حال منتقله همانند خبر است كه نسبت بمبتدا معنى حكم نمودن دارد . و باصطلاح محكوم‌به است نسبت به مبتدا پس جائنى زيد راكبا . همانند زيد راكب است با اين فرق كه در حال ، اثبات ركوب بطور تبعى بودن است و منظور اصلى اثبات مجيئى است . ولى در خبر بطور مستقل خبر را براى مبتدا آورديم . دليل دوم آن است كه حال در معنى صفت است براى ذوالحال . با اين فرق كه وصف هميشه براى منعوت است . ولى در حال اين وصف فقط در حال مباشرة با فعل است مثلا وقتى ميگوئيم جائنى زيد راكبا يعنى صفت ركوب براى زيد در هنگامى است كه آمدن داشته باشد ولى زيد الراكب يعنى زيد با اين صفت است و مقيد به فعل مخصوص نيست . اينك كه معلوم شد خبر و وصف احتياج بواو ندارند ميگوئيم حال نيز اينطور است . و امّا ما آورده : اين عبارت جواب از سئوال مقدّر است . گويا كسى ميگويد : نعت و خبر گاهى با واو ميآيد و چنين نيست كه هميشه بدون واو باشند . خبر مانند « فلمّا صرّح الشر و امسى و هو عريان » « هو عريان » خبر است با واو آمده . يعنى زمانى كه جنگ آشكار شد و گرديد جنگ مانند انسان برهنه . خبرهائى كه بعد از الّا ميآيند نيز با واوند . مانند قول عرب « ما احد الّا و له نفس امّاره » جمله « له نفس امّاره » خبر است براى « ما » با واو آمده يعنى هيچكس
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 172 | احمد امين شيرازى