و لبحث الجامع : در اين عبارات منظور شارح تذكر باينست كه بحث جامع از اهميّت خاصى برخوردار است كه مدار بحث فصل و وصل است و بحث فصل و وصل هم مدار و مركز علم معانى است .
و من محسّنات الوصل : بعد از آنكه موارد فصل و وصل دانسته شد براى وصل محسناتى است يعنى امورى كه اگر رعايت شود باعث زيبائى و حسن وصل در جملهها است كه باز برگشت به تناسب دارد .
تناسب دو جمله در اسميه و فعليه بودن . تناسب دو جمله در ماضى و مضارع بودن مانند قام زيد و قعد عمر و زيد قائم و عمرو قاعد . اين در جائى است كه قصد تجدّد يا ثبوت نداشته باشيم . و گرنه مجبوريم اين تناسب را بهم بزنيم و بگوئيم قام زيد و عمرو قاعد يا اگر يكى ماضى و ديگرى مضارع باشد بگوئيم زيد قام و عمرو يقعد يا اگر يكى مطلق است و ديگرى مشروط . چنان كه در قول خدا است
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ . وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ،
جمله اول مطلق است و دوم مشروط و عكس اين مثال
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ : *
كه جمله اول مشروط است و جمله دوم مطلق . و به همين جهت شارح ميگويد :
لا يَسْتَقْدِمُونَ *
عطف است بر جمله شرطيّه قبل .
و منظورش تمام شرط و جزاء قبل است و معنى آيه اينطور است : هرگاه اجل آنها بيآيد مؤخر داشته نميشوند يعنى بعد از آمدن اجل زنده نخواهد ماند . و آنان مقدّم داشته نميشوند .
عقيده شارح اينست كه
« لا يَسْتَقْدِمُونَ » *
نميشود عطف بر
« لا يَسْتَأْخِرُونَ » *
گردد زيرا ادات شرط داخل بر معطوف مىشود و معنى اينطور است : هنگامى كه اجل آنها بيآيد مؤخر داشته نميشوند