و اگر تحت رياست وهم باشد بنام متوهّمه و متخيّله ناميده شده است .
پس قواى باطنى با خازن آنها جمعا هفت قسم شدند . بعد از دانستن قواى باطنه سكاكى گفته است : جامع بين دو جمله گاهى عقلى يا وهمى و يا خيالى است نه به اين معنى كه عقل ادراك كند يا وهم و خيال درككننده باشند . بلكه به اين معنى كه در جامع عقلى عقل تصرف و تدبير در جمع بين دو جمله كند و در جامع وهمى وهم و در جامع خيالى خيال تصرف و تدبير در جمع بين دو جمله نمايد .
و لمّا كان مقرّرا : ظاهر كلام سكاكى مورد ايراد مىشود . زيرا خود او در مثال خفّى ضيّق . و خاتمى ضيّق گفته است در عطف دو جمله بايد تناسب بين مسنداليه و مسند هردو باشد و به همين جهت اين مثال را صحيح ندانسته . ولى در بيان جامع گفته است جامع يا عقلى است يا وهمى . . . بعد هريك را به آنچه كه شرح داده شد بيان نموده . و از اين فهميده مىشود كه بين دو جمله اگر از جهت عقل يا وهم ارتباط و اتصال باشد كافى است . و اين با عقيده خودش و كلام همه بيانيّين مخالف است به همين جهت مصنف درصدد اصلاح عبارت سكاكى برآمده و گفته :
الجامع بين الشّيئين : عبارت سكاكى در بيان جامع اينطور است « الجامع بين الجملتين امّا عقلى و هو ان يكون بين الجملتين اتّحاد فى تصوّر ما مثل . . . » مصنّف كه بنظرش اين عبارت ايراد داشته به اين صورت تغيير داده پس گفته « الجامع بين الشيئين امّا عقلّى بان يكون . . . » دو تغيير در عبارت مصنف مشاهده مىشود : 1 - جملتين را تبديل به شيئين كرده . 2 - بجاى تصوّر نكره التصوّر معرفه آورده .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٥٥