و انّما قال : چرا مصنف گفت عن التشخّص فى الخارج . شارح مىگويد مشخّصات دو قسمند : يك قسم مشخّصات عقلىاند مانند فصولى كه ما در علم منطق خواندهايم چنان كه گفتهاند ناطق فصل انسان و مشخّص اوست . قسم دوم مشخصات خارجى است و مصنف بقيد تشخّص خارج ، تشخّص عقلى را بيرون كرد و فهماند كه عقل تشخّصات خارجى را برميدارد نه تشخّصات ذهنى و عقلى را .
و ههنا بحث : از ضمن شرح تماثل ايرادى به نظر ميرسد و آن اينست كه اگر تماثل جامع باشد چرا خود سكاكى و ديگران در مثال زيد كاتب و عمرو شاعر ميگويند بايد بين دو مسنداليه ارتباط و تناسب باشد مانند آنكه نسبت بهم دشمن يا دوست باشند . برادر يا همسفر و امثال اين تناسبات را دارا باشند .
و الجواب : شارح از اين ايراد جواب ميدهد كه تماثل دو اصطلاح دارد : اصطلاح فلسفى و اصطلاح بيانى . در اصطلاح اهل فلسفه تماثل همان بود كه معنى شد . ولى در اصطلاح بيانيّين عبارت است از اينكه دو چيز در يك صفت مشترك باشند . مانند آنكه زيد و عمرو در وصف اخوّت مشترك باشند . كه بواسطه آن وصف در نزد قوه مفكّره جمع شوند كه اين تعريف مخالف تماثل در نزد فلاسفه هم نيست و به همين دليل مصنف گفت فانّ العقل بتجريد المثلين كه هم رفع ايراد كرده باشد و هم بفهماند كه تماثل در اينجا آن است كه بين مثلين گونهاى اشتراك در وصف موجود باشد .
ولى در اين مقام استاد والامقام ما حضرت حجة الحق محمد تقى اديب نيشابورى جواب ديگرى فرمودند : كه خلاصهاش اينست : جامع
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٥٨