مسند ، تميز ، حال ، مفعولله يا مفعولبه است مانند حجّ زيد راكبا و اكل عمرو راكبا كه دو جمله در راكبا اتحاد دارند . يا مانند خفى ضيّق و خاتمى ضيّق كه در مسند اتحاد دارند و مانند زيد عالم و زيد نائم كه در مسنداليه وحدت دارند و بعقيده مصنّف اتحاد در جنس متصور است كه شامل دو مسند و دو مسنداليه مىشود . مانند زيد كاتب و هو شاعر كه بين دو مسنداليه اتحاد عقلى است و بين دو مسند اتحاد خيالى است زيرا يكى شاعر و ديگرى كاتب است چنان كه جامع خيالى را بعدا بيان خواهيم كرد .
او تماثل : دومين قسم جامع عقلى تماثل است . منظور از تماثل اينست كه دو چيز در ماهيت و حقيقت يكى باشند ولى در عوارض مختلف . تماثل در مسنداليه مانند زيد كاتب و عمرو شاعر . بين زيد و عمرو تماثل است به همين معنى كه بيان شد . تماثل در مسند مانند زيد اب لبكر و عمرو اب لخالد . ابوّت يك حقيقت است ولى در عوارض مشخصّه مانند زيد و عمرو مختلف هستند .
فانّ العقل : اين عبارت جواب از سئوال مقدّر است . گويا كسى ميگويد : متماثلين گاهى دو امر جزئىاند مانند زيد و عمرو در مثالى كه زده شد و عقل جزئيات را درك نمىكند پس چگونه تماثل داخل در جامع عقلى است ؟ مصنف جواب ميدهد كه عقل تجريد مىكند .
يعنى دو جزئى در يك ماهيت كه مشتركند عقل همان معنى كلى كه ما به الاشتراك بين آن دو است درك مينمايد و عوارض مشخصّه مانند بلندى قامت و كوتاهى آن ، زشتى يا زيبائى ، را كنار مىگذارد .
منظور شارح از « موضعه » كتب فلسفه و حكمت است .
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٥٧