و چاره نيست جز آنكه بگوئيم معطوف اليه در « لا » نهفته است .
چنان كه شرح داده شد .
و امّا للتوسّط : امّا بفتح همزه عطف است بر كلام مصنف كه فرمود : اما الوصل لدفع الايهام . امّا براى تفصيل است و چون قبلا موارد فصل را چهار مورد و موارد وصل را دو مورد بيان كرده بوديم .
اينك آن دو مورد را تفصيل ميدهد و ميگويد : يكى از موارد فصل اينست كه جمله كمال اتصال و كمال انقطاع را دارا نباشد بلكه متوسط بين هردو باشد كه شرح آن داده مىشود .
و قد صحّف : تصحيف آنست كه اگر حركات و سكنات يا نقطههاى يك كلمه تغيير كند معنى ديگر استفاده شود . مانند
سطرى ز كتاب شيخ به از * شطرى ز كباب سيخ باشد
مصرع دوّم تصحيف مصرع اوّل است . در اينجا شارح ميگويد :
بعضى كه منظور او شارح زوزنى است بجاى امّا بفتح همزه امّا بكسر خواندهاند . و اين تصحيف است . در عبارت شارح امّا بفتح همزه مفعول صحّف است . و امّا بكسر همزه متعلق به صحّف .
فركب متن عمياء . . . : شارح ميگويد : شارح زوزنى كه در عبارت مصنف تصحيف نموده مثل كسى است كه بر پشت شتر كور سوار شده و همانند شترى كه ضعف چشم دارد مرتكب اشتباه گشته است .
منظور اينست كه دچار اشتباه لفظى و معنوى گرديده . از جهت لفظ بخاطر آنكه اگر امّا بكسر همزه بخوانيم احتياج به تقدير گرفتن امّا در معطوف عليه داريم و تقدير كلام بدينگونه خواهد شد و امّا الوصل فامّا لدفع الايهام و امّا للتوسّط . با آنكه حذف امّا در سعه جايز نيست