تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
و گاهى جواب مشتمل بر سبب سبب است مانند « صديقك القديم . . . » كه اولا علت احسان را بعنوان حقيق بودن بيان كرد . و ثانيا علت حقيق بودن را بعنوان « صديقك القديم » اين قسم از اوّل بليغ‌تر است و بر مصنف كه بطور مطلق گفته « و ايضا منه ما يأتى باعادة » ايراد است . و قد يحذف صدر الاستيناف : گاهى ابتداى جمله « مستأنفه » اسم يا فعل حذف مىشود . مانند
« يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ رِجالٌ »
بقرائت « يسبّح » بفتح باء . تا فعل مجهول شود . شاهد بر « رجال » است كه در اصل « يسبّحه رجال » بوده و اين جمله استيناف فعلى است . صدر آن « يسبّحه » حذف گرديده و جواب از سئوال مقدّر است و آن سئوال از « يسبّح » فعل مجهول فهميده شده يعنى براى خدا در آسمانها در وقت صبح و عصر تسبيح مىشود . گويا كسى ميگويد : « من يسبّحه » جواب ميدهد « يسبّحه رجال » . مثالهاى « نعم الرجل زيد » و « نعم رجلا زيد » نيز از اقسام استيناف است كه صدر آن حذف شده با اين فرق كه آيه مثال است براى آنجا كه صدر استيناف فعل و در اينجا اسم است . و در اصل « هو زيد » بوده و جمله جواب از فاعل مبهم است . زيرا هرچند « الرّجل » و « رجلا » فاعل‌اند ولى داراى ابهامند و موجب اين سئوال مىشود كه آن مرد كيست ؟ « هو زيد » جواب از سئوال است . على قول : مثالهائى كه از باب نعم آورده شد استيناف است بنابر آنچه كه تركيب نموديم . دو تركيب ديگر نيز در اين مثال‌ها هست . اول آنكه « زيد » مبتدا و خبر آن محذوف يعنى « زيد ممدوح » طبق