مشهور مىبرند .
در اصطلاح تأويل مشهور به اين معنى است كه ضميرى در فعل مجهول مستتر باشد و برگشت به مصدر فعل نمايد و خود فعل بتأويل وقع يا حصل برده شود . عبارت شارح « اوقع عنه الاستيناف » اشاره به همين تركيب « تأويل مشهور » دارد مانند « و قد حيل بين العير و النزوان » كه بتأويل « قد وقع الحول » برده مىشود . « هو » در « حيل » مستتر است و راجع به « حول » است . خلاصه اگر « عنه » نايب فاعل باشد مطلب بسيار روشن است . ولى آنطوريكه شارح تفسير نموده « تأويل مشهور » است .
نحو احسنت الى زيد : قسم اول از تقسيم دوگانه استيناف آن است كه باعادة اسمى باشد كه آن اسم ابتداى جمله استيناف قرار گرفته مانند « احسنت الى زيد . زيد حقيق بالاحسان » زيد كه اول جمله استيناف است اعادة شده . وقتى بگوئيم تو به زيد نيكى كردى گويا كسى مىپرسد كه آيا زيد سزاوار احسان است جواب ميگويد :
زيد سزاوار احسان است .
و منه ما يبنى على صفته : قسم دوم آن است كه ابتداى جمله استيناف صفت واقع شود و اين صفت مربوط به اسمى است كه ميخواسته تكرار گردد و با آن جمله مستأنفه درست شود مانند « احسنت الى زيد . صديقك القديم اهل لذالك » همانند جملهاى كه آنجا در تقدير بود در اينجا نيز در تقدير است .
و هذا الاستيناف : بين ايندو قسم بهبينيم كداميك ابلغ است .
مصنف ميگويد دومى ابلغ است چون بيان سبب كرده و اين سبب
آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: احمد امين شيرازى
ص١٤٥