تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آئين بلاغت ( شرح مختصر المعانى ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
است . ولى سكاكى گفته لازم نيست . جمله اول نازل منزله سئوال شود . بلكه همين مقدار كه جمله اول مفهم سئوال است كافى است براى آنكه جمله دوم عطف بر جمله اول نشود . و يسّمى الفصل لذالك : جمله دوم كه جواب سئوال مقدّر است بنام استيناف يا مستأنفه ناميده شده . چنان كه فصل و جدا آوردن و عطف نگرفتن دوم را به اول بنام استيناف ناميده‌اند . پس استيناف نام دو چيز است . نام فصل جمله دوم از اول و نام جمله دوم .

[ انواع استيناف ]

و هو اى الاستيناف : استيناف بر سه قسم است . زيرا جمله اول كه سئوال را بوجود ميآورد گاهى سئوال از سبب حكم است بطور مطلق . يعنى سبب معيّن منظور نيست مانند شعر « قال لى كيف انت » جمله « قلت عليل » بوجودآورنده سئوالى است و آن سئوال اينست كه سبب علّة و بيمارى تو چه است ؟ در جواب ميگويد : « سهر دائم و حزن طويل » . و اينكه سئوال از جمله اول در ميآيد بقرينه عرف و عادت است كه هرگاه در عرف بگويند فلان شخص مريض است سئوال از علّت و مرض او مىشود بطور مطلق نه آنكه معين كند و بگويند آيا سبب مرض و علت او سردرد است يا پادرد . بيدار خوابى است يا اندوه فراوان بخصوص در مورد بيدار خوابى و حزن طويل . كه اگر كسى بگويد من بيمارم بذهن انسان نميآيد كه از او بپرسد آيا علت بيمارى تو بيدار خوابى است ؟ پس سئوال از مطلق علت و مرض است نه مرض مخصوص . اى ما بالك عليلا : ايندو جمله هردو بيك معنى است و از باب تفنّن در عبارت هردو را آورده است .