تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1231

مساهمون:

ص١٢٣١
از دورى راه و دشوارى كار گله نكند و شكايت نه آغازد زيرا ترك مراد مانند صيقلى است كه بر روى آينه مىكشند ، صيقل بر سطح آينه فشار وارد مىآورد ولى زنگار را مىزدايد . « و بر مريد واجب است كه در خدمت شيخ و استاد قيام نمايد و در تحت حكم او صبر كند و در ظاهر و باطن مخالفت او ترك كند و سخن او را قبول كند و در هر امرى كه برو عارض شود رجوع به خدمت شيخ كند و حرمت او را عظيم دارد و در سر و آشكارا از انكار بر شيخ دور باشد . » اوراد الاحباب ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 111 .

[ كبودى زدن قزوينى بر شانگاه صورت شير و پشيمان شدن او به سبب زخم سوزن ]

اين حكايت بشنو از صاحب بيان * در طريق و عادت قزوينيان
بر تن و دست و كتفها بىگزند * از سر سوزن كبوديها زنند
سوى دلاكى بشد قزوينيى * كه كبودم زن بكن شيرينيى
گفت چه صورت زنم اى پهلوان * گفت بر زن صورت شير ژيان
طالعم شير است نقش شير زن * جهد كن رنگ كبودى سير زن
گفت بر چه موضعت صورت زنم * گفت بر شانه‌گهم زن آن رقم
چون كه او سوزن فرو بردن گرفت * درد آن در شانگه مسكن گرفت
پهلوان در ناله آمد كاى سنى * مر مرا كشتى چه صورت مىزنى
گفت آخر شير فرمودى مرا * گفت از چه عضو كردى ابتدا
گفت از دمگاه آغازيده‌ام * گفت دم بگذار اى دو ديده‌ام
از دم و دمگاه شيرم دم گرفت * دمگه او دمگهم محكم گرفت
شير بىدم باش گو اى شير ساز * كه دلم سستى گرفت از زخم گاز
جانب ديگر گرفت آن شخص زخم * بىمحابا بىمواسا بىز رحم
بانگ كرد او كاين چه اندام است از او * گفت اين گوش است اى مرد نكو
گفت تا گوشش نباشد اى حكيم * گوش را بگذار و كوته كن گليم