تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1228

مساهمون:

ص١٢٢٨
« و شرط مريد آنست كه حرمت شيخ در دل او موقعى عظيم داشته باشد و بر هيچ كار شيخ البته اعتراض نكند و به افعال شيخ اقتدا نكند ، آنچ او را بفرمايد آن كند . و هر امرى كه شيخ كند علت و سبب آن را نطلبد بل كه آنچ امر شيخ باشد بدان مبادرت نمايد اگر معنى و فايده‌ى آن را داند يا نداند . » اوراد الاحباب ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 77 . شيخ بعقيده‌ى صوفيان ، مظهر خداست ، هر امرى كه از جانب مظهر سر زند و هر فعلى كه در وجود آيد آن در حقيقت به ظاهر نسبت دارد زيرا مظهر درين مرتبه ، در آن چه ظاهر است يعنى حق تعالى فانى شده و حكم او حكم خداست بر اين مقدمه ، دست ولى راستين بهنگام بيعت خاص ولوى ، همان دست خداست و چنان است كه سالك با خدا بيعت مىكند و دست در دست حق مىنهد . نيز ، جع : شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، ذيل : ب 236 - 224 . بيان السعادة ، طبع طهران ، ج 2 ، ص 480 - 470 .
هر كه تنها نادرا اين ره بريد * هم به عون همت پيران رسيد
دست پير از غايبان كوتاه نيست * دست او جز قبضه‌ى اللَّه نيست
غايبان را چون چنين خلعت دهند * حاضران از غايبان لا شك بهند
غايبان را چون نواله مىدهند * پيش مهمان تا چه نعمتها نهند
كو كسى كه پيش شه بندد كمر * تا كسى كه هست بيرون سوى در
پيشتر گفتيم كه بعقيده‌ى بعضى اتصال به پير و يا شيخ تربيت ، امرى ضرورى نيست ، ابو عبد الله محمد بن عباد نفرى حميرى رندى ( 792 - 733 ) درين باره رساله‌اى خاص دارد كه در جواب يكى از معتقدان خود نوشته است ، او درين رساله مىگويد سلوك متوقف بر پيوستن به شيخى نتواند بود ، اصلاح