نفس وظيفهاى است لازم . و طالب بىهيچ تاخير و يا انتظار دست يافتن به پيرى ، بايد توبه كند ، توبهاى موفق دستور شرع و همراه با صدق نيت و اخلاص ، سپس با توكل و اعتماد بر حق ، مراحل سلوك را در هم سپرد و بر خداست كه او را از وسواس ديو نفس محفوظ دارد و اگر مشيت الهى مقتضى باشد پيرى را براى هدايت وى مأمور خواهد فرمود . اين رساله يك بار بهمراه كتاب شفاء السائل ، طبع انقره و ديگر بار بانضمام ساير رسائل او بنام ( الرسائل الصغرى ) در بيروت بطبع رسيده است .
از شعب صوفيه ، اويسيان نيز بر همين راه رفتهاند ، اويسى كسى را گويند كه به ظاهر پيرى ندارد و از روحانيت حضرت رسول ( ص ) يا يكى از مشايخ مستفيد مىشود و كسب فيض مىكند و باطن خويش را جلا مىدهد و بانوار معرفت روشن مىگرداند و سير و سلوك خويش را بتاييد روحانيت آن پير بپايان مىبرد چنان كه اويس قرنى از تابعيت كه بنا بر مشهور تا زمان خلافت حضرت مولاى متقيان زنده بود ، بديدار حضرت سيد عالم ( ص ) چشم روشن نكرد و مراحل كمال را بعشق معنويت وى در هم سپرد . جهت اطلاق اويسى برين طايفه بىگمان همين نكته است .
اين خلاف ، همانند اختلاف فقهاست دربارهى تقليد ميت كه بعضى جائز شمردهاند ولى اكثر آنها رجوع به اعلم حى و زنده را بر مكلف واجب مىدانند .
مولانا در جواب عقيدهى اين مخالفان ، مىگويد فى المثل اويسيان نيز اگر از معرفت چاشنى و ذوقى يابند و بجايى رسند كه هم از بركت وجود پيران است بمناسبت آن كه پير خليفهى حق و دست او دست خداست ، دست تصرف حق از هيچ موجودى كوتاه نيست ، ظاهرا به استناد آيهى شريفه :
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
، ( نه ، كه دستهاى خدا بسته نيست و باز و گسترده است . )