تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1234

مساهمون:

ص١٢٣٤
آنها ) مناسب تر مىنمايد ، باقى ابيات ، آثار مجاهدت را بيان مىكند بدان گونه كه صوفيان معتقد هستند و شواهد آن را از معجزات انبيا و كرامات اوليا نقل مىكنند .
گفت حق در آفتاب منتجم * ذكر تزاور كذا عن كهفهم
خار جمله لطف چون گل مىشود * پيش جزوى كاو سوى كل مىرود
منتجم : نادير پاى و گذران ، داراى طلوع و غروب منظم ، از ( نجم ) بمعنى وقت مقرر . اشاره است به آيه‌ى شريفه :
وَ تَرَى الشَّمْسَ إِذا طَلَعَتْ تَزاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ
. ( و بينى آفتاب را چون بر آيد كه در گردد از سر غار ايشان بسوى دست راست و چون فرو شود و ابرد از ايشان و در گردد بسوى چپ . ) الكهف ، آيه‌ى 17 . اين آيه را بعضى از قاريان ( اتزور ) بتشديد را و بعضى ( تزاور ) بتشديد زا ( حرف دوم كلمه ) و عاصم و كسايى و حمزه ( تزاور ) بتخفيف زا خوانده‌اند ، مولانا قرائت ميانين را بر گزيده است . اكثر مفسران گفته‌اند كه در اين غار بسوى شمال و رو يا روى بنات النعش بوده است و آفتاب بدين گونه مىتافت تا شعاع آن بدرون غار نيفتد و اجساد جوانمردان كهف را نسوزاند ، قول ديگر آنست كه خداى تعالى حرارت آفتاب را ازين غار باز مىداشت تا جوانمردان در آن اشكفت آسوده خسبند ، بخاطر داشته باشيد كه قصه‌ى اصحاب كهف يكى از دلايل اشعريان و صوفيان است در اثبات كرامات اوليا . جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 15 ، ص 131 - 129 ، كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ج 5 ، ص 659 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 5 ، ص 696 ، تفسير بيضاوى ، طبع ايران ، ص 245 .