نهايت آن كه درين مورد ميان حاضر و غايب فرقى ژرف است و تفاوتى عظيم زيرا آن كه همنشين پير است و احوال او را به چشم مىبيند و سخنان او را دهان به دهان مىشنود ، فيض مىبرد و هم در ظل پير از خطر ايمن تر است چنان كه در پيشگاه سلاطين ميان حاضر و غايب تفاوتى زفت و كلان وجود دارد و نعمت و خلعت بحاضران بيشتر و پيوسته تر مىرسد .
چون گزيدى پير نازك دل مباش * سست و ريزيده چو آب و گل مباش
گر بهر زخمى تو پر كينه شوى * پس كجا بىصيقل آيينه شوى
ريزيده : صفت مفعولى است از مصدر ( ريزيدن ) كه تلفظ ديگر است از ( ريختن ) و صورت آن در فعل مضارع ( مىريزد ) و صيغهى امر ( بريز ) حفظ شده است معنى آن سست و ضعيف و از هم گسيختنى و پاشيدنى است :
چه سود ار خاك بر افلاك ريزى * كه گرسنگى ميان خاك ريزى
اسرار نامه ، ص 136 نظير : فرو ريخته ، « مىگويد نه پيرى فرو ريخته نه نوزادى نارسيده ، يعنى كه قدم اين جوانمردان در دايرهى طريقت آن گه مستقيم شود كه سكر شباب و شرهى جوانى ايشان را حجاب نكند و ضعف پيرى معطل ندارد . » كشف الاسرار ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 229 .
رياضت و مجاهدت با ترك خواهش و مراد و خلاف نفس همراه است ، كوشش و گرسنگى روز ، بيدارى شب ، تحمل ار هر بىادب ، خدمت دوست و دشمن ، خشم فرو خوردن ، از هر لذتى چشم پوشيدن ، جزو آداب سلوك است ، در برابر ، مقصدى بلند و هدفى عالى است يعنى وصول بكمال انسانيت و نيل بديدار حق ، راهروى كه مىخواهد بدين پايهى و الا برسد ناچار بايد بردبارى و شكيبايى ورزد و تنگ حوصله نشود ، فرمان پير را بپذيرد و بر سر و چشم نهد و