تلقينى يا تقليدى و هر خاطرى نفس آلود بر كنار و ثباتى چون كوه قاف و پروازى بلند همانند سيمرغ داشته باشد تا سايه بر سر سالك گسترد ، سايهاى بلند و دير پاى .
پيرى كه داراى اين صفات است از خود فانى و به حق باقى است ، مظهر حق است ، و صورت بشرى او ، رو پوش و نقابى است كه بر چهرهى آفتاب حقيقت افكندهاند .
يا على از جملهى طاعات راه * بر گزين تو سايهى خاص آله
هر كسى در طاعتى بگريختند * خويشتن را مخلصى انگيختند
تر برو در سايهى عاقل گريز * تا رهى ز آن دشمن پنهان ستيز
از همه طاعات اينت بهتر است * سبق يا بى بر هر آن سابق كه هست
طاعات : جمع طاعت بمعنى فرمانبرى كه اصطلاحا مجموع عبادات و وظايف شرعى است كه بفرمان خدا و از روى اطاعت پيامبر مىگزارند .
دشمن پنهان ستيز : بكنايت ، شيطان يا نفس بمناسبت آن كه از درون وسوسه مىكنند و يا آن كه اعمال و خواطر زشت را در ديدهى راهرو مىآرايند و به صورت خيرات و انديشههاى نيك فرا وى مىنمايند .
سبق يافتن : پيش جستن ، ، در پيش افتادن .
مقصود آنست كه هر يك از زاهدان و عابدان نوعى از طاعت را برگزيدهاند مثل روزهى دائم كه عبد اللَّه بن عمرو بن العاص بده مىگرايد يا هزار ركعت نماز در شبانه روز ( روش على بن عبد الله بن عباس ) و يا طواف بدور كعبه كه محمد بن طارق مىكرد و طواف او را بده فرسنگ در شبانه روز تخمين مىزدند و يا ختم قرآن ، سه نوبت در شبانه روز كه روش كرز بن وبره بود و يا گريهى بسيار كه عادت عبد الملك بن ابجر و بكائين چهارگانه ( عبد الملك بن ابجر ،