بىنظير بدين عنوان و گاهى ( اسد اللَّه الغالب ) مىخوانند . سفينه البحار ، در ذيل : اسد .
در نظر مولانا ( شير حق ) كسى است كه در ميدان مجاهدت و خلاف نفس و هواى نفسانى جان باز و دلير باشد و از اظهار حقيقت بيم نكند و در اجراى احكام هراس بدل راه ندهد و شجاعت او از قدرت حق منبعث باشد نه از نيروى غضب و خشم مانند دلاورى و يلى پهلوانان حس كه ناشى از قوهى غضبى و محرك آن حس انتقام و غلبهى خصمان و هماوردان است ، مىفرمايد :
گفت من تيغ از پى حق مىزنم * بندهى حقم نه مأمور تنم
شير حقم نيستم شير هوا * فعل من بر دين من باشد گوا
ما رميت إذ رميتم در حراب * من چو تيغم و آن زننده آفتاب
رخ خود را من ز ره بر داشتم * غير حق را من عدم انگاشتم
مثنوى ، ج 1 ، ب 3787 ببعد راستى كه على در همه احوال چنين بود و چنين زيست و سيرهى او در حيات رسول ( ص ) و پس از رحلت وى و هم بوقت خلافت ظاهر هم بدين سان بود صلوات اللَّه عليه .
اعتماد : اعتميد ، بخوانيد كه اماله شدهى اعتماد است و در نسخهى موزهى قونيه و چاپ ليدن كلمات مماله بدين گونه نوشته مىشود .
ناقل : جا بجا كنندهى چيزى ، مجازا آن چه سبب تغير و ميل و انحراف باطن از حق گردد .
كوه قاف : وصف اين كوه را در شرح مثنوى شريف ، ج 2 ، ذيل :
ب ( 1388 ) ملاحظه فرماييد . كوهى است با فاصلهى اندك از آسمان و يا چسبيده بدان و بنا بر اين ، بسيار بلند و به بالا بر كشيده است و سايهاى بس دراز و سنگين دارد .