تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1220

مساهمون:

ص١٢٢٠
حروب و مغازى اكتفا كرده‌اند و در حقيقت آن كتب ، متضمن سيره‌ى روحانى پيمبر ( ص ) نيست و آن چه هست هم چندان مورد اعتماد نيست و حقائق ظروف و محيط بعثت و سوابق حيات آن حضرت را چنان كه بايد نشان نمىدهد و بدين جهت هر چه پيشتر مىرويم مسائلى را مىبينيم كه جسته گريخته در كتبى مثل طبقات ابن سعد و اغانى ابو الفرج و روايات شيعه ذكر شده و در كتب مشهور سيره‌ى نبوى ياد نشده است ، محدثين و رواه اخبار نيز مردمى خشك و گراينده به ظاهر بوده‌اند و خود جهد در ضبط و نقل و تمسك بوجوه مختلف روايت هر چند كارى دقيق مىنمايد حاكى از درجه‌ى رغبت و حدود فهم و همت اين راويان و محدثان است و بدين سبب اخبار مربوط به سلوك باطن را از جنس خبر موضوع و يا ضعيف در شمار آورده و شايد بسيارى را بهدر داده‌اند . گفتار صوفيان در ضرورت وجود پير همانند است بعقيده‌ى شيعه درباره‌ى امام ، شيعه مىگويند كه هرگز جهان از حجتى غايب يا حاضر و ظاهر خالى نتواند بود ، خلافت نيز در عقيده‌ى عامه‌ى اهل اسلام همين حكم را دارد پس اگر براى انتظام امور ظاهر و معيشت دنيوى وجود خليفه ضرور باشد بىگمان و بطريق اولى براى تهذيب باطن ، وجود امام يا پير ضرورى تر است ، در صورتى كه جهانيان از راه وضع قوانين و نظامات بوسيله‌ى قوه‌ى مقننه اكنون امور دنيوى خود را از دوران خلفا بهتر و عادلانه تر منظم و مرتب مىسازند . از نظر ديگر ، اكتفا بكتب ، مانند بقاء بر تقليد ميت است كه اكثر فقهاى شيعه روا نمىدانند .
از نبى بشنو ضلال رهروان * كه چه شان كرد آن بليس بد روان
صد هزاران ساله راه از جاده دور * بردشان و كردشان ادبار و عور
استخوانهاشان ببين و مويشان * عبرتى گير و مران خر سويشان
به احتمال قوى ناظر است به آيه‌ى ى شريفه :
قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ