خود ، دلايل چند آورده و ادلهى يكديگر را نقض و رد كردهاند ، اين مناظرهى دل كش را عبد الرحمن بن محمد معروف به ابن خلدون ( متوفى 808 ) در كتاب شفاء السائل ( طبع انقره ، ص 108 - 70 ) بتفصيل تمام ذكر كرده و علاوه بر آن ، در مورد هر يك از دلايل ، نظر خود را باز گفته است .
ابن خلدون ، راه و طريق تصوف را مشتمل بر سه نوع از مجاهده تقسيم كرده است :
1 - مجاهدهى تقوى كه عبارت است از وقوف و عمل به حدود و احكام شرع و مقصود از آن نجات و رهايى از عقوبت اخروى و پاد افراه آن جهانى است ، درين مجاهدت ، احتياجى بشيخ نيست زيرا احكام و حدود شرع در كتب دينى بروشنى تمام ضبط شده است .
2 - مجاهدهى استقامت يعنى اصلاح نفس و نگه داشتن بر حد وسط و دور از افراط و تفريط و تحقق به اخلاق نيك به صورتى كه اخلاق قرآنى و آن چه حضرت رسول اكرم ( ص ) بدان متحقق شده بود بر اثر مجاهدت و رياضت ، صورت نفس و امرى جبلى گردد ، درين گونه مجاهدت توسل به پيرى مربى و معلم ضرورت دارد ، بدليل آن كه شناختن نفس و احوال آن و دستان آوريها و حيلت انگيزيهاى او سخت دشوار است و كسى مىتواند نفس را بشناسد كه راه مجاهدت را با قدم راسخ و نيت پاك و اخلاص تمام بپايان برده باشد .
3 - مجاهدهى كشف كه مقصود از آن ، پرده بر گرفتن از روى رازهاى آفرينش و اسرار شرع و معرفت خداست ، اين مجاهدت ، محصول مجاهدهى تقوى و استقامت است و امرى است كه اصول آن را ، صوفيان در نتيجهى خلوت و رياضتهاى نفسانى باز يافته و باشارت در كتب خود نقل كردهاند ، راهى است كه شريعت از بيان آن ، تن زده است و اين ، صوفياناند كه اصطلاحاتش را وضع كرده و مدعى وصول بدان هستند و بنا بر اين ، مجاهدهى كشف اگر چه
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1217
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١٢١٧