بر يقين بود كه چگونه مىرود و كجا مىرود . » تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 5 ، ص 318 .
باغبان هم داند آن را در خزان * ليك ديد يك به از ديد جهان
خود جهان آن يك كس است او ابله است * هر ستاره بر فلك جزو مه است
باغبان ، مثالى است براى وجود ولى كامل ، باغبان انواع درختان را از يكديگر باز مىشناسد و مىداند كه كدام يك ميوهى خوش مىدهد و يا بر آور و يا بىثمر است و معرفت او به احوال درختان متوقف بر رسيدن فصل بهار نيست ، ولى حق هم در اين جهان نيك مردان و بد كاران را از هم تميز مىدهد و به رسيدن روز قيامت نيازمند نيست ، بگفتهى مولانا ، زيد ، از صحابه كه متحقق به ايمان شده بود در همين جهان محسوس ، بهشت و دوزخ و بهشتيان و دوزخيان را معاينه مىديد ( مثنوى ، ج 1 ، ب 3507 ببعد ) بر طبق روايات اسلامى ، حذيفه بن اليمان از ياران پيمبر ، منافقان را مىشناخت و مشرف برفتن و آفات بود . ( اسد الغابه ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 391 ، حليه الاولياء ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 270 ) .
ظاهرا عقيدهى صوفيان دربارهى اشراف اوليا ، بر احوال سعدا و اشقيا ، متاثر است از عقيدهى شيعه نسبت به علم امام ، بعقيدهى اينان ، ميان دو چشم و بر پيشانى هر كس نوشتهاند كه او مومن يا كافر است و امام آن نبشته را مىخواند ، اعمال امت هر روز پنج شنبه يا هر روز بر پيغامبر و امام عرضه مىشود و آنها مراتب آنها را در سعادت و شقاوت باز مىدانند . ( فصل الخطاب ، طبع ايران ، ص 112 ، المبين ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 275 ، سفينه البحار ، در ذيل : عرف . ) ولى كامل ، از نظر صوفيان ، جامع تمام حقائق است و آنها بتمامى در وجود او مندرج هستند و مقصود از آفرينش جهان اوست و بقيه بطفيل هستى وى مىزيند مثل آن كه درخت مركب است از ريشه و تنه و ساقه و شاخها و برگ و