تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1188

مساهمون:

ص١١٨٨
كه يافته‌اند به همين وسيله يافته‌اند مثل آن كه هر گاه كسى حلقه پياپى بر درى زند سرانجام آن در را بر روى او مىگشايند چنان كه پيش رفتهاى بشر از آن جا پديد آمده است كه متفكران در حدود علم و دانش موروث نمانده‌اند و پى ناممكن و محال رفته‌اند .
پر فكرت شد گل آلود و گران * ز آن كه گل خوارى ترا گل شد چو نان
نان گل است و گوشت كمتر خور از اين * تا نمانى همچو گل اندر زمين
گل خوار : كسى كه به خوردن گل عادت كرده باشد . گل خوردن عادتى زشت است كه از عهدى قديم بعضى از مردم و نيز رجال اسلام بدان معتاد بوده‌اند ، پيشينيان گل خراسانى و يا نيشابورى را بو داده و بتعبير مردم بشرويه تف داده و گاهى با چيزهاى خوشبو آميخته مىخورده‌اند ، خوردن گل داغستانى هم معمول بود و من خود ديده‌ام كه آن را مىخوردند ، گل و خاك قابل تغذيه و جذب بدن نيست ، كسانى كه گل خوارى عادت داشتند ، زرد چهره و لاغر و ضعيف بودند ، حضرت رسول اكرم ( ص ) از خوردن گل ، نهى فرموده است : اكل الطين حرام على كل مسلم ، من اكل الطين فكأنما اعان على قتل نفسه . ( گل خوردن بر هر مسلمانى حرام است ، كسى كه گل مىخورد چنان است كه بر كشتن خويش هم دست شود . ) كنوز الحقائق ، ص 18 ، 124 ، نيز جع : تحفه‌ى حكيم مؤمن ، مخزن الادويه ، در ذيل : طين . نان گلست و گوشت : گوشت ، معطوف است بر نان نه بر گل . اندك خوارى و مقاومت بر گرسنگى از اصول ديرين صوفيان است و ايشان را در آغاز كار بدين مناسبت ( جوعيه ) مىناميده‌اند . فتاوى ابن تيميه ، طبع رياض ، ج 10 ، ص 368 . و بدين نسبت مشهور است ، قاسم بن عثمان جوعى دمشقى از زهاد شام ، لباب الانساب ، در ذيل : جوعى . تفصيل آن را در شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، ذيل : ب ( 465 ) ملاحظه فرماييد .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1188 | بديع الزمان فروزانفر