الصغار فان كان عذبا عذبت و ان كان مالحا ملحت . ( پادشاه مانند رودخانه و نهر عظيمى است كه جويهاى خرد از آن مدد مىگيرند پس اگر رودخانه شيرين باشد آب نهرها نيز شيرين است و اگر شور باشد شور است . ) مختار الحكم ، طبع مادريد ، ص 135 .
عين اين مطلب را با مختصر اختلافى در عبارت به امير مؤمنان على ( ع ) نيز نسبت مىدهند . شرح نهج البلاغه ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 541 .
حافظ ابو نعيم اصفهانى هم آن را به ابو مسلم خولانى با تفاوتى در تعبير نسبت داده است ، حليه الاولياء ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 126 .
شيخ عطار ، در شرح حال شقيق بخلى مىگويد : « هارون گفت زيادت كن ، گفت ( شقيق بلخى ) تو چشمه و عمال ، جويها اگر چشمه روشن بود بتيرگى جويها زيان ندارد ، اگر چشمه تاريك بود بروشنى جوى هيچ اميد نباشد . » تذكرة الاولياء ، طبع ليدن ، ج 2 ، ص 199 .
بدين شكل هم روايت شده است : « و قال عمر بن عبد العزيز لرجل قدم عليه من ناحيه كيف رايت عمالنا فيكم فقال يا امير المؤمنين إذا طابت العيون عذبت الانهار . » ( عمر عبد العزيز بشخصى كه از يكى از نواحى كشور نزد او آمده بود ، گفت چگونه يافتى مأموران ما را در ميان خودتان گفت هر گاه چشمههاى خوش و پاك باشد جويها نيز گواراست . ) الحكمة الخالدة ( جاويدان خرد ) طبع مصر ، ص 178 ، نيز ، ربيع الابرار ، باب الجوابات المسكتة .
قدرت ، محبوب بشر است و پيوسته آرزوى رسيدن بدان را در دل و مغز مىپرورد و هر جا كه قدرت باشد بدان سو منجذب مىشود و باميد آن كه روزى قدرت را بدست آورد و به فرودستان فرمان دهد و زور گويى كند ، خواه ناخواه
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1173
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١١٧٣