تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1159

مساهمون:

ص١١٥٩
درين تكيه رسومى كه يادگار عهد قديم است وجود داشت از قبيل : خطيب كه بنام حضرت ولى عصر عجل اللَّه تعالى فرجه و سلطان و بنام متولى وقت خطبه مىخواند و يك تن از سادات با عصا در پايين منبر ، پشت بخطيب و رو بحضار آمين مىگفت ، عده‌اى مقرى در اطراف منبر قرآن مىخواندند با لحنى خاص ، دوازده تن ( شمشير باز ) پيش روى خطيب در يك صف قرار مىگرفتند و بر شمشيرهاى برهنه‌ى خود تكيه مىزدند ، دوازده تن نقيب در صفى برابر آنها با عصاهاى چوب بادام تلخ و ارژن مىايستادند ، وظيفه‌ى اين نقيبان نظم مجلس و ترتيب صفوف بود . گلاب بر روى و جامه‌ى واردين زدن ، رسمى است كه هنوز در مجالس روضه خوانى و تعزيت معمول است ريختن گلاب بر جيب و گريبان براى آنست كه از عرق بويناك مىشود . وجه العرب : بزرگ و رو شناس قوم عرب ، وجه ، مجازا بمعنى بزرگ و رئيس و معروف و نيز بمعنى پول و تنخواهى كه ديوان مقرر دارد مستعمل است ، جمع آن بهر دو معنى ، وجوه است ، در بيت ( 2777 ) معنى دوم مراد است . وجه العرب ، تعبيرى است كه در شعر سنايى نيز آمده است :
احسنت يا بدر الدجى لبيك يا وجه العرب * اى روى تو خاقان روز وى موى تو سلطان شب
ديوان سنايى ، ص 63 زر جعفرى : « طلاى خالص منسوب بجعفر نامى كه كيمياگر بوده است و بعضى گويند پيش از جعفر برمكى زر قلب سكه مىكردند ، چون او وزير شد حكم فرمود طلا را خالص كردند و سكه زدند و به دو منسوب شد . » برهان قاطع ، آنندراج . در فاصله‌ى سال 186 - 176 بر روى دينارهاى عباسى نام جعفر
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1159 | بديع الزمان فروزانفر