تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1157

مساهمون:

ص١١٥٧
اى همه ينظر بنور اللَّه شده * از بر حق بهر بخشش آمده
تا زنيد آن كيمياهاى نظر * بر سر مسهاى اشخاص بشر
من غريبم از بيابان آمدم * بر اميد لطف سلطان آمدم
بوى لطف او بيابانها گرفت * ذره‌هاى ريگ هم جانها گرفت
عرابى : مخفف اعرابى است مانند : براهيم و ابراهيم ، سحاق و اسحاق ، عوان و اعوان ، شكال و اشكال .
هر چه نگرم قصه من با كرم او * چون قصه آن اشتر و ماه است و عرابى
فرخى سيستانى ، مقدمه‌ى ديوان سنايى ، ص 15
فرسته برون كرد گردى گزين * بدادش عرابى نوندى بزين
گرشاسب نامه ، ص 61
ترك و ايرانى و عرابى و كرد * هر كه عادل تر است دست او برد
حديقه‌ى سنايى ، ص 574 نقيب : كار گزار قوم ، پايين تر از رئيس بمناسبت آن كه آنها را مىشناسد و از احوالشان تفحص مىكند ، مأمور تشريفات و حاجبان دستگاه خلافت و سلطنت كه وظيفه‌ى او تفحص از احوال وفود و تعيين مراتب آنها و ترتيب صفوف بار يافتگان بحضور خليفه يا سلطان بوده است :
خبر كردند شيرين را رقيبان * كه خسرو اينك آمد بىنقيبان
خسرو و شيرين نظامى ، چاپ وحيد ، ص 300 كسى كه در دستگاه ولات و حكام وظيفه داشت تا از احوال مجرمان و دزدان تفحص كند و آنها را بديوان آرد :
حق بعزرائيل مىگفت اى نقيب * بر كه رحم آمد ترا از هر كئيب
مثنوى ، ج 6 ، ب 4797 كسى كه وظيفه‌ى او حفظ انساب اشراف علويان و يا عباسيان و يا تمامت
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1157 | بديع الزمان فروزانفر