تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1155

مساهمون:

ص١١٥٥
272 - 271 ، شرح تعرف ، طبع لكناهو ، ج 4 ، ص 202 - 195 ، كشف المحجوب هجويرى ، طبع لنينگراد ، ص 538 - 534 ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 302 - 298 .
وين غم و شادى كه اندر دل خفى است * پيش آن شادى و غم جز نقش نيست
صورت خندان نقش از بهر تست * تا از آن صورت شود معنى درست
نقشهايى كاندر اين حمامهاست * از برون جامه كن چون جامهاست
تا برونى جامه‌ها بينى و بس * جامه بيرون كن در آ اى هم نفس
ز آن كه با جامه درون سو راه نيست * تن ز جان جامه ز تن آگاه نيست
خط : مجازا ، اثر ، انعكاس . جامه كن : محلى در سر حمام كه لباسها را آن جا از تن بيرون مىآورند ، سر بينه ، مسلخ ، صفه حمام ، از روزگار پيشين ، معمول بوده است كه صفه‌ى بيرونى حمام و سر بينه را با نقوش و تصويرهاى پهلوانان و ورزش كاران و گاهى حيوانات آرايش دهند ، صورتهاى زنان با دف و يا رامشگران را با ساز نيز مىنگاشتند ، سر در حمام شاه در مشهد مصور بود ، بعضى حمامهاى بشرويه نيز هم بدان سان نقش و نگار داشت ، محمد غزالى در شمار منكرات حمامها ، تصوير سر در و داخل حمام را ذكر مىكند ، بعقيده‌ى او بر كسانى كه بحمام مىروند واجب است كه اگر قدرت داشته باشند اين نقوش را پاك كنند مگر آن كه صورت درخت باشد و اگر نتوانند و يا نقش و تصوير دور از دسترس باشد ، بايد داخل حمام نشوند مگر بوقت ضرورت . احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 334 . هم نفس : مجازا ، هم فكر ، هم عقيده . مقايسه‌ى غم و شادى حسى است با غم و شادى معنوى و يا قبض و بسط ،