تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1153

مساهمون:

ص١١٥٣
مطابق عقل است ، اينان براى دفاع از محالات تا پاى جان ايستاده‌اند و خون مخالفان خويش را بر طمع ثواب و اجر اخروى ، درنده خويانه مىريزند و عرض و آبروى آنها را مىبرند و هرگز حاضر نمىشوند كه سخن صواب و موافق منطق را بشنوند ، و قرنها برين خوى زشت و مرگ انگيز رفته‌اند و باز هم مىروند ، حقائق علم و حس را انكار مىكنند و محالى را كه از اهل ظاهر و فريب كاران مىشنوند بجان و دل مىپذيرند .
إذا قلت المحال رفعت صوتى * و ان قلت الصحيح اطلت همسي
ابو العلاء معرى
پس كلام پاك در دلهاى كور * مىنپايد مىرود تا اصل نور و آن فسون ديو در دلهاى كژ * مىرود چون كفش كژ در پاى كژ
مثنوى ، ج 2 ، ب 316 ، 317 نظير آن :
خاموش كه گفتار تو انجير رسيده است * اما نه همه مرغ هوا در خور تين شد
ديوان ، ب 6729
بس كن كه هر مرغ اى پسر خود كى خورد انجير تر * شد طعمه‌ى طوطى شكر و آن زاغ را چيزى دگر
همان مأخذ ، ب 10747 و اگر « سماع » را بمعنى مصطلح آن در تعبيرات صوفيه يعنى شنيدن آواز خوش و آهنگ ساز و « راست » را مطابق اصطلاح موسيقى تفسير كنيم در آن صورت ، اشارت است بعقيده‌ى صوفيان درباره‌ى سماع : سماع ، نزد صوفيان ، مباح است براى سالكى كه از حق و به حق شنود