و الضحى : سورهى نود و سوم است از سورههاى قرآن كريم ، مقصود اين آيه است :
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
. ( اى پيمبر بر روى گداى سائل داد مزن . ) و الضحى ، آيهى 10 .
مفسران آن را به ظاهر گرفته و بعضى گفتهاند كه مقصود طالب علم و جوياى حقائق توحيد است و بر اين نكته چيزى نيفزودهاند . جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 128 ، تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 781 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 606 تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع ايران ، ج 5 ، ص 548 ، حقائق سلمى ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى ، نسخهى عكسى ، كشف الاسرار انتشارات دانشگاه طهران ج 10 ، ص 528 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 316 .
هر صفتى كه در مفهوم آن ، نسبت بغيرى ملحوظ شود تحقق آن در خارج ، محتاج است بوجود آن كس كه محل وقوع صفت است ، جود ازين گونه مفاهيم است و تحقق آن در خارج علاوه بر بخشنده به شخصى بخشش پذير ، نياز دارد پس بدين لحاظ همچنان كه گدا به مردى جواد حاجت دارد او نيز محتاج گداست تا صفت جود او در ظهور آيد مثل آن كه صورت خوب در آينه نمودار مىشود و خوب رويان در آينه مىنگرند تا روى خود را ببينند ، مضمونى كه خاقانى بدين صورت گفته است :
ما فتنه بر توايم و تو فتنه بر آينه * ما را نگاه در تو ، ترا اندر آينه
تا آينه جمال تو ديد و تو حسن خويش * تو عاشق خودى ز تو عاشق تر آينه
گر لطف تو خريد مرا بس شگفت نيست * كاهل بصر خرند بسيم و زر آينه
ديوان خاقانى ، ص 298 ، 299 از اينجا نتيجه مىگيرد كه گدايان را خوار نبايد داشت و بر روى آنها